الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
437
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) ابو بصير مىگويد : به امام صادق گفتم : آل محمد كيستند ؟ فرمود : ذريهء آن حضرت . گفتم : اهل بيت كيستند ؟ فرمود : ائمه و اوصيا . گفتم : عترت او كيستند ؟ فرمود : اصحاب كساء و آنان كه زير آن عبا بودند . پرسيدم : امت او كيستند ؟ فرمود : مؤمنانى كه به آنچه از پيشگاه خداوند آورده است تصديق دارند و به دو چيز گرانسنگى كه مأمور شدهاند تمسك جويند ، تمسك جستهاند : كتاب خدا و عترت محمد ( ص ) كه همان اهل بيت اويند كه خداى ناپاكى را از ايشان زدوده و آنان را پاك فرموده است پاك كردنى و همين دو چيز گرانسنگ پس از رسول خدا خليفه بر مردمند . « 1 » ( 2 ) امير المؤمنين على ( ع ) در تفسير اين گفتار خداوند كه مىفرمايد « سلام على آل يس » « 2 » فرموده است : منظور از يس محمد ( ص ) است و آل يس مائيم ، ابن عباس هم گفته است : سلام على آل يس ، يعنى سلام بر آل محمد ( ص ) . « 3 » ( 3 ) رسول خدا ( ص ) فرمودهاند : ما بنى عبد المطلب سروران اهل بهشتيم . يعنى رسول خدا و حمزه سيد الشهداء و جعفر كه داراى دو بال است و على و فاطمه و حسن و حسين و مهدى . « 4 » ( 4 ) امام باقر ( ع ) فرموده است : خداوند متعال به پيامبر ( ص ) وحى فرمود كه من چهار خصلت از جعفر بن ابى طالب را مىستايم . پيامبر ( ص ) جعفر را خواستند و موضوع را به او گفتند . گفت : اگر نه اين است كه خداوند به شما خبر داده است ، خودم نمىگفتم . من هرگز باده نوشى نكردهام كه مىدانم اگر باده بياشامم خردم از از ميان مىرود و هرگز دروغ نگفتهام زيرا دروغ از جوانمردى مىكاهد و هرگز گناهى نكردم ( ظاهرا منظور زنا كردن است ) كه بيم آن داشتم اگر چنان كنم نسبت به ناموس من هم چنان شود و هرگز بتپرستى نكردم كه مىدانم بت هيچ گونه سود و زيانى نمىرساند . گويد : پيامبر ( ص ) با دست به دوش او زد و فرمود : بنا بر اين شايسته است
--> ( 1 ) . اين روايت با ذكر سلسلهء اسناد در معانى الاخبار صدوق ، ص 94 ، چاپ 1361 خورشيدى ، حوزه ، آمده است و چند روايت ديگر هم در بارهء معنى آل و اهل و عترت و امت در همان صفحهء آن كتاب نقل شده است . م . ( 2 ) . آيهء 130 سورهء سى و هفتم ( الصافات ) . م . ( 3 ) . با ذكر سلسلهء سند در معانى الاخبار صدوق ، ص 122 ، چاپ 1361 ، حوزه ، آمده است . م . ( 4 ) . در صفحهء 284 امالى شيخ صدوق و صفحهء 434 جلد 9 تاريخ بغداد آمده است . م .